مراسم رونمایی از کتاب «زن مردم» برگزار شد | جشن امضای یک رمان جدید در مشهد

  • کد خبر: ۴۳۶۶۷۶
  • ۱۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۱
مراسم رونمایی از کتاب «زن مردم» برگزار شد | جشن امضای یک رمان جدید در مشهد
مسعود حکم‌آبادی درباره رمان «زنِ مردم» نوشته است: «زاییده اولین مشق‌های داستانی من روی کاغذ است و موقعیتش را تجربه کرده‌ام، اما نه طبق آنچه نوشته‌ام. در حقیقت تجربه کرده‌ام که «اتفاقا گاهی باید دروغ گفت» و هنوز درباره این گزاره به نتیحه درستی نرسیده‌ام.

به گزارش شهرآرانیوز، واقعیت‌های اجتماعی وقتی به یک اثر مکتوب و خواندنی تبدیل شود، مخاطب را به سوی خود می‌کشاند، به ویژه آنکه موضوعاتی که هر کسی سراغش نمی‌رود در قالب رمان و قصه بیان شود.
مسعود حکم‌آبادی، روزنامه‌نگار، نویسنده و تهیه‌کننده مشهدی با نوشتن نخستین رمان خود به نام «زنِ مردم» در سال ۱۳۹۲ توانسته به یکی از موضوعات و آسیب‌های اجتماعی در قالب قصه بپردازد و زندگی چند دوست مشترک را روایت کند که اتفاقات غیرمعمولی برایشان می‌افتد.
مراسم رونمایی و نقد این اثر با حضور جمعی از نویسندگان جوان، خبرنگاران و علاقمندان به حوزه ادبیات در کافه کتاب «آنجا» در مشهد برگزار شد. رمان «زنِ مردم» به قلم نویسنده زاییده اولین مشق‌های داستانی او روی کاغذ است و موقعیتش را تجربه کرده‌ام، اما نه طبق آنچه نوشته‌ام. در حقیقت تجربه کرده‌ام که «اتفاقا گاهی باید دروغ گفت» و هنوز درباره این گزاره به نتیحه درستی نرسیده‌ام.

«زنِ مردم» اثری قوی به خاطر موضوع

سیدمحمد مداح حسینی، رئیس انجمن سینمای جوانان دفتر مشهد و منتقد سینما و تئاتر در نقش دبیر نشست این اثر را از نظر ادبی قابل تأمل دانست و توضیح داد: در «زنِ مردم» شخصیت‌ها در مرز ابتذال و خلاقیت پیش می‌روند. اما چیزی که نمی‌شود انکار کرد، جسارت نویسنده و خلاقیت او برای نمایش امری است که شاید حرف زدن درباره‌اش سخت باشد؛ ورود به این جهان‌های شخصی و به تعبیر خود کتاب، «یواشکی»‌ها کار آسانی نیست.

مداح حسینی ادامه داد: از این جهت کتاب «زنِ مردم» جذاب است، ولی برای اینکه بخواهد به عنوان یک اثر ادبی دیده شود و شناخته شود، به نظر من همچنان قابل بحث و بررسی است.

به عنوان نخستین اثر، خواندنی است

جواد رستم‌زاده، روزنامه‌نگار و نویسنده نیز در جایگاه منتقد بیان کرد: کتابی که مسعود حکم‌آبادی به عنوان اولین اثرش وارد بازار نشر کرده، با توجه به شناختی که از او داریم، در بحث تمیزنویسی، صداقت و شجاعت، جزو کتاب‌های قابل‌قبولی است که به عنوان اثر اول می‌شود روی آن حساب کرد و خواند.

رستم‌زاده تصریح کرد: نکته بسیار مهم اینجاست که مسعود حکم‌آبادی یک خبرنگار و نویسنده ورزشی بوده که حالا وارد فصل جدیدی از حرفه خود شده و نویسندگی در ژانر رمان و داستان‌کوتاه را شروع کرده و جسارت نویسنده برای ورود به این دنیای جدید قابل تحسین است.

وی افزود: آنچه در این اثر قابل ذکر است و می‌شود به آن اشاره کرد، این است که روایت کتاب در سال ۱۳۹۲ رخ می‌دهد؛ اگر این مضمون در آن سال‌ها چاپ می‌شد، با توجه به فضای حاکم بر داستان، احتمالاً با اقبال بیشتری مواجه می‌شد، اما با گذشته ۱۳ سال، هنوز هم با توجه به جذابیت‌هایی که از حیث روایت دارد، می‌تواند مورد توجه قرار بگیرد.

شناب زدگی در پایان داستان

شادی غفوریان، نمایشنامه‌نویس نیز در بخش دیگری از این نشست بیان کرد: اگر قرار بود من پیش از چاپ، این کتاب را بخوانم یا از آن باخبر باشم، شاید پیشنهاد می‌کردم یک ویرایش بر اساس شرایط کنونی روی آن انجام شود. چون چندین سال از نگارشش گذشته و نقاط عطف، کشش و کنش داستان کمی قابلیت تغییر داشتند.

غفوریان بیان کرد: بحث زن‌ستیزی نویسنده به ویژه در انتهای کار با پایان بندی شتاب‌زده‌ای که داشت به خوبی به چشم می‌آید؛ یعنی رابطه‌ای که میان دو شخصیت اصلی داستان شکل گرفته، با اینکه دو طرف به یک اندازه سهم دارند، در انتها گویی شخصیت زن قصه مقصر است. شاید اگر ویراستاری دیگری روی آن صورت می‌گرفت، این اتفاق نمی‌افتاد و کاسه‌کوزه‌ها سرِ نغمه نمی‌شکست.

وی تصریح کرد: این کتاب را یک مرد برای یک زن نوشته است. تفاوت اینکه آدم زنانه بنویسد یا برای زنان بنویسد تمایز‌هایی وجود دارد؛ البته این را هم نباید فراموش کرد که این اثر در سال ۹۲ نوشته شده و در زمان خودش پیشرو بوده است؛ اما شاید اگر عجولانه به پایان نمی‌رسید می‌توانست این نگاه را در مخاطب ایجاد نکند.

این کارگردان و بازیگر تئاتر یادآور شد: فکر می‌کنم این کتاب یک دکمه‌ی زیباست که حالا کتی هم برایش دوخته شده و دست‌گرمی نویسنده برای ورود به دنیای نویسندگی است.

مشق اول نویسنده در «زنِ مردم»

مسعود حکم‌آبادی در این نشست صمیمانه در خصوص نخستین اثرش گفت: من این داستان بلند را در سال ۱۳۹۲ نوشتم. شرایط جامعه آن زمان به شدت با الان فرق می‌کرد. کشور ما از ۹۲ تا الان، شاید به لحاظ سال، حدود ۱۳ سال گذشته باشد، اما به لحاظ تغییرات و اتفاقاتی که در آن افتاده، انگار ۱۳۰ سال تاریخ را تجربه کرده است.

حکم‌آبادی بیان کرد: فضای مجازی آن زمان مثل الان ابداً وجود نداشت. خود ما که خبرنگار بودیم، با ایمیل کار می‌کردیم. در دهه۹۰، فکس و ایمیل داشتیم. من آن موقع داستان را نوشتم، اما منتشرش نکرده بودم. حس می‌کردم میان همه کار‌هایی که به آن علاقه داشتم و دوست داشتم انجامشان بدهم دیدیم جای چاپ کتابی با نام خودم خالی است. همان موقع، برای اینکه از این ماجرا عبور کنم، پرینت صفحات را گرفتم، صحافی فنری کردم و به دوستانم دادم تا بخوانند، اما چاپ نکردم.

وی ادامه داد: بعد از سال‌ها، تجربیات خیلی زیادی را در زندگی شخصی‌ام از سر گذراندم و رسیدم به اینجا که حس کردم، حالا که وارد سال بیست و دوم فعالیتم در روزنامه‌نگاری شده‌ام، وقتش است این هدف هم در زندگی حرفه‌ایم تیک بخورد. ضمن اینکه به علاقه شخصی‌ام در زمینه رسانه و تئاتر هم مشغولم و حس کردم می‌شود دوباره این ماجرا را به جریان انداخت. برای مشق اولیه و برای آشنایی با شرایط انتشار کتاب، عبور از ممیزی‌ها و گرفتن مجوزها، برگشتم به همان چیزی که اولین بار نوشته بودم. دوباره خواندمش و دیدم هنوز می‌شود به بازار نشر آن را سپرد؛ اما این نگرانی همچنان وجود داشت که بعد از ۱۳ سال؛ آیا این اثر هنوز جذابیت دارد یا نه؟

سانسور در هر جای دنیا وجود دارد

این تهیه کننده و هنرمند تئاتر تاکید کرد: با این حال حس می‌کنم اولین چیزی که آدم می‌نویسد، بهترین کارش است. چرا که اگر بخواهم خیلی روی آن ویرایش کنم با وجود اینکه برخی این را به من گفتند و توصیه کردند، از حالت طبیعی و حس و حالی که آن موقع داشتم، خارج می‌شود. خوشحالم که بالاخره نوشتم و با استقبال مواجه شده است. این کتاب هنوز رسماً به بازار کتاب‌فروشی‌ها عرضه نشده، اما همین اطلاع‌رسانی محدودی که داشتیم، با استقبال روبه‌رو شده و این باعث افتخار است.

وی در پاسخ به سانسور‌های ناشران و ممیزی‌های ارشاد گفت: من حقیقتا حس تدافعی به این موضوع ندارم. سانسور در هر جامعه و فرهنگی وجود دارد و شرایط جامعه، چه در روزنامه‌نگاری و چه در تئاتر، سانسور را برای زنده نگهداشتن جامعه لازم می‌داند. من سفر‌های زیادی به اروپا داشتم و تئاتر در شهر‌های مختلف اجرا کردم؛ سانسور در آنجا هم وجود داشت؛ حالا هر کشوری، به شکلی متفاوت این سانسور‌ها را پیاده می‌کند. در نهایت تا تا جایی که سانسور عاقلانه باشد و به شعور مخاطبان توهین نشود، با آن همراهی می‌کنم و می‌پذیرم. ضمن اینکه خود ما، مخصوصاً که در حوزه روزنامه‌نگاری فعالیت داریم هر روز با آن مواجهیم. در این کتاب که به نظر شما ممکن بود با چالش مواجه بشود، نهایتاً چهار پنج کلمه و چند مورد دچار سانسور شد که آنها را در نهایت حل کردیم.

گزارش خطا
ارسال نظرات
دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تائید توسط شهرآرانیوز در سایت منتشر خواهد شد.
نظراتی که حاوی توهین و افترا باشد منتشر نخواهد شد.